أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
40
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
نسخهايست از نامه معاوية بن ابى سفيان بامير مؤمنان عليه السلام اما بعد : البته كه هوس گمراه سازد پيروش را و حرص جويندهء محروم را برنج اندازد ، و پسنديدهتر سرانجام آنكه به راه راست كشاند . عجبتر از عجب نكوهشگر ستاينده و زاهد رغبتكننده و متوكل آزمند است ، سخنى است كه برايت نمونه آوردم تا بحكمت آن بينديشى به فراهم آوردن فهم و دورى از هوس و اندرز دادن به خود ، بجان خودم اى پسر ابى طالب اگر نبود خويشاوندى كه مرا به تو مهربان سازد و سابقهء تو كه گذشته و شايان احترام است البته يكى از عقابهاى شامى تو را ميربود و به هوا پرتاب ميكرد و بر سر كوههاى بلند چشمرس ميانداخت و چون آرد سائيده با دستاس ميشدى كه براى چريدن مورچه هم از تو استفاده نميشد . من تصميم قطعى گرفتم كه بيمبردار نيست تا اگر دست نكشى از آنچه آرزو تو را بدان نزديك ساخته و طلب تو برايش از دير زمانى بدرازا كشيده كه البته تو را بدان جا كشانم كه پشيمانيت ببار آورد اگر تا آن روز زنده بمانى و گمانم پيش از آن نابود شوى . وه چه بد رأيى است كه صاحبش را بنابودى كشد و او را بآرزوى مرگ وادارد تا آنجا كه راه چاره نباشد و البته كه حق بر باطل جهيد و فرمان خدا پيروز شد با اينكه آنان بدخواهش بودند و از آن خدا است حجت رسا و منت هويدا و السلام . « 1 »
--> ( 1 ) نامههاى بسيارى از امير مؤمنان ( ع ) در كتب نقل شده است ولى افسوس كه تاريخ آنها بدست نيامده براى آنكه در اصل مورخ نبودند يا تاريخ آنها ضبط نشده و چنان به نظر ميرسد كه معاويه اين نامه را پس از گذشتن حكومت حكمين به آن حضرت نوشته باشد زيرا در نتيجهء آن با نيرنگ عمرو بن عاص معاويه بخلافت منصوب شد و آن حضرت باعلام نماينده مردم كوفه كه ابو موسى اشعرى بود معزول گرديد و ياران او دچار تفرقه شدند و از اين رو معاويه در آخر نامهاش گفته : ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ كارِهُونَ . « از مترجم »